مرتضى مطهرى

95

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اشتراك را تقبيح كند . ولى حرف اينها اين است كه [ چنين چيزى امكان ندارد . ] نمىگويند كه مفهوم خوب و بد وجود ندارد ، بلكه مىگويند مفهوم خوب و بد - كه وجدان انسان را تشكيل مىدهد - يك خصلت جبرى از انعكاس وضع طبقاتى است . بگذاريد مثالى برايتان ذكر كنم . البته اين مثال بين طلبه‌ها به صورت يك شوخى نقل مىشود . شوخى طلبه ها زمانى كه ما در قم بوديم اين شوخى را بعضى طلبه‌ها مىكردند . آن سالهاى اولى بود كه به قم رفته بوديم . هنوز آقاى بروجردى نيامده بودند و آقاى حجت و آقاى صدر و آقاى خوانسارى بودند . آنها مرجع خيلى تام و كامل نبودند و شهريه‌اى هم كه مىدادند شهريهء كمى بود . قهراً يك ماه اين آقا بيشتر مىداد و ماه ديگر آن آقا . طلبه‌ها شوخى مىكردند ؛ اين ماه كه مثلًا آقاى حجت بيشتر مىداد مىگفتند اين ماه آقاى حجت اعلم است ، آن ماه كه آقاى خوانسارى بيشتر مىداد مىگفتند اين ماه آقاى خوانسارى اعلم و اعدل است ، و طلبه‌اى مىگفته هركسى كه به من پول بدهد من فقط پشت سر او نماز مىخوانم و اين نماز هم درست است و باطل نيست ، چون تا به من پول مىدهد اصلًا خود به خود اعتقادم اين مىشود كه اين عادل است و هر ماه كه به من پول نمىدهد خود به خود اعتقادم اين است كه اين فاسق است . بنابراين اگر كسى به من پول بدهد و من بروم به او اقتدا كنم نمازم درست است ، زيرا گفته‌اند نماز را پشت سر كسى بخوان كه اعتقادت اين است كه او عادل است و او را عادل مىدانى . من واقعاً هركسى كه به من پول مىدهد فوراً اعتقادم اين مىشود كه او عادل است . حرف اينها نظير همين است . سعدى مىگويد : مايهء عيش آدمى شكم است . در اين فلسفه مايهء همه چيز آدمى شكم است ، مايهء فكر آدمى هم شكم است ، مايهء اخلاق آدمى هم شكم است و خلاصهء مطلب همهء راهها به شكم منتهى مىشود . بنابراين ، بايدها و نبايدها به معنايى كه ما مىگوييم و خوب و بد به معنايى كه ما مىگوييم اينها نمىتوانند بگويند . ما مثلًا مىگوييم : اى آقاى جرالد فورد « 1 » ! تو در همان مقام هم كه هستى انسانى ، وجدان انسانى دارى ، مىفهمى كه اين كارى كه مىكنى بد است و مىفهمى كه آن كارى كه بايد بكنى ( كار خوب ) چيست . تو كه مىفهمى كه آن خوب است و اين بد ، چرا بد را انجام مىدهى و خوب را انجام نمىدهى ؟ چرا پا روى وجدان خودت مىگذارى ؟ ما اين حرف را مىزنيم . ولى حرف اينها اين است كه او در آن مقام اصلًا آن كارى كه مىكند همان را خوب مىبيند ، نمىتواند

--> ( 1 ) [ رئيس جمهور وقت آمريكا . ]